تبليغاتX
فاتح 11
فاتح 11
شرح فراق
 بسم رب الشهداء و الصدیقین

 

سلام به همه نوجوانان و جوانان ایرانی، کتابی رو که برای دانلود قرار دادیم(خاطرات مستر همفر ) و قبلا نیز چند فصلش را تحت عنوان "حقایقی که همه باید بدانند!"در وبلاگ قرار دادیم کهبسیار مهم هستند و هر کس میخاد علت سوالات زیر رو بدونه حتما این کتاب رو مطالعه کنه :

1-     چرا مرگ بر استعمار( انگلیس، آمریکا، اسرائیل و ....)؟

2-     چرا شناخت و حفظ دین اسلام واجبترین چیز برای مسلمانان است؟

3-     چرا به انگلیس روباه پیر میگوییم؟

4-     چرا باید به جز به جز مسائل اسلامی که دین اسلام به ما فرموده توجه کنیم؟

5-     چرا کشور ها دچار فرقه های دروغین(چه سیاسی چه مذهبی چه ملیتی و فرهنگی )  میشوند؟

6-     چرا بصیرت برای همه مسلمانان واجب و ضروریه؟

7-     چرا حرام، حلال، مستحب، واجب،مکروه و ...... باید رعایت شوند؟

8-     چرا خیلی ها دین رو عامل عقب ماندگی میدانند؟

9-     چرا جامعه ما دچار فسادهایی به نام بی حجابی و شراب خواری و .... شده؟

10- چرا انواع مختلف سرگرمی ها (ناسالم و شاید بعضی وقتها از نظر ما سالم ) در اختیار جوانان قرار میگیره؟

11- چرا دنیای غرب از ایران این قدر وحشت دارد؟

12- چرا حجاب خوبه و  بی حجابی بده؟

................... و هزاران چرای؟ دیگه که با خواندن این کتاب و فکر کردن در مورد مطالبش به راحتی میشه به این سوالات و هزاران سوال دیگر پاسخی روشن (ولی غیر مستقیم) داد! ( البته با فکر کردن نه طوطی واری خواندن!!).............................

 

 

((  اطلاعات زیر فقط برای اینه که شاید کسی دوست داشته باشه خود کتاب رو تهیه کنه.

نام کتاب : خاطرات مستر همفر( جاسوس انگلیس در کشورهای اسلامی)

نام مترجم: استاد علی کاظمی

انتشارات: اخلاق

چاپ:پنجم

قیمت : 1500 تومان 

...........................................))

 

 از تمام عزیزانی که از وبلاگ دیدن میکنن، عاجزانه خواهش میکنم که این کتاب رو بخونن، فقط برای فهمیدن حقیقت و اعترافات یک دشمن خونخار که درون این مطالب حقایقی رو با زبون خودش اعتراف کرده ، که میتونه مسیر زندگی هر کس رو عوض کنه.

                                             **محسن علیزاده**

  دانلود کتاب

ارسال در تاريخ پنجشنبه 26 اسفند1389 توسط صابر

                                 

حجت‌الاسلام پناهيان :

مرگ بر اسرائيل بدون مرگ بر ليبرال دموكراسي بي معنا است

همه جنايت‌هايي كه در غزه مشاهده مي‌شود نتيجه ليبرال دموكراسي است، آن وقت اين احمقانه است كه مرگ بر اسرائيل بگوييم اما مرگ بر دموكراسي ليبرال گفته نشود.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ یکشنبه 21 شهریور1389 توسط صابر

                                بالاترین در فساد

هرقدر که می خواهیم به اصطلاحات فرماسونری فکر نکنیم باز همه چیز به عقاید این فرماسون های .......برمی گردد.تفکری که خوب جایش را پیدا کرده و قلب مردم را لانه ی خود ساخته.سپاهی که  شکل گرفته تا جلوی حاکمیت تعبد را بگیرد.سپاه شیطان که خود را برای چند سال آینده آماده می کند و این کافی است که هوس پرستان و شهوت پرستان زمان را برای اجرای نقشه های خود آماده ببینند.جوانان امروز در تمام دنیا تشنه شهوتند ، چه خوب و چه بد.

این مسئله ایست که از دید فرماسونرها مخفی نمانده و این همان راهی است که می توان جوان را براحتی فریب داد. در گذشته با عقاید کهنه و ارتجاعی مردم را فریب می دادند و از آنها سواری می گرفتند.در زمان حال نیز با روشنفکری و تمدن(آزادی جنسی)دروغین سوار بر مردم می شوند.مرکبی که آزاد از تمایلات نفسانی نباشد،تسلیم سوار می شود.معنای آزادی فکر و اندیشه این است که وابسته به تمایلات نفسانی نباشد و هیچ روزنه ای برای نفوذ اندیشه ویروسی وجود ندارد و یا اگر هم باشد،اندیشه پاک آنرا از بین خواهد برد. مملکت و وجودی که عاری از دروغ و نفاق است،مطمئناً بهشت خواهد بود.ولی اگر این اندیشه اگر بجایی وصل نباشد،خوب و بد را تشخیص نخواهد داد.خطرناک ترین تفکرات از این مملکت ها و مغزها تراوش می شود.اندیشه ای که باطل است ولی حق قلمداد می شود.

خدا تنها منبع و ماخذی است که پاک ترین اندیشه ها را احسان می کند و می بخشد.اندیشه هایی که تماماً حق است و حرفی روی آن نیست.اسلام جوانان را درک می کند و برای تمامی خواسته هایش بهترین را پیشنهاد می کند.شخصی که خودش را به این منبع اصلی وصل کند،دیگر نیازی به تمایلات نفسانی و شیطانی ندارد .در این زمان است که حق و باطل از هم تفکیک می شوند.کسی که وصل باشد سخن دروغ و دروغگو را تشخیص می دهد.دردش فقر و فحشا نخواهد بود.کسی که وصل باشد به یک قرص نان و دو خرما قانع خواهد بود. می شود ،نگویید نمی شود.کسی که وصل باشد برای کسب عزت نیازی به تن و تن آرایی ندارد.همه چیز بدست خدا و خواست او و اراده ی ما خواهد بود.شیطان موجودی ایست که خود را در اندیشه و قلم پنهان می کند.وقتی خواستیم مطلبی عنوان کنیم یک اعوذبالله کافی است تا خود را از دنیای لهو و لعب رها کنیم و تسلیم امر پروردگار شویم

                                      اعوذبالله من الشیطان الرجیم

قلمم امروز اندیشه ناپاک جنبش سبز را نشانه گرفته و مطمئنم که با یک تیر دو نشان خواهم زد.سخنان بی محتوایی که ذهن جوانان ساده دل و پاک(اکثریت جوانان که حق و باطل را تشخیص نمی دهند)،میهن اسلامی را نشانه رفته و تمام روزنه های روشنایی دل جوانان را تار کرده.این اندیشه (که حتی خودشان هم حرف خودشان را قبول نداند) بچه حزب اللهی ها را متهم به تجاوز می کنند درحالی که خود متجاوزند.حرف از ظلم و مظلومیت می زنند در حالی که خود ظالم اند.حرف از خدا می زنند در حالی که خود ........

دین به دنیا فروشانی که هدفشان ظلم است و استبداد.اندیشه جوان را با ترویج فساد،فاسد می کنند.ظلم را حق و حق را ظلم جلوه می دهند.چه گستاخانه و بی ترس اندیشه شیطان را فریاد می زنند و چه زیرکانه دنیا را در چشمها بیش از حد زیبا جلوه می دهند.

 لعنت خدا بر شیطان و پیروانش باد

ارسال در تاريخ شنبه 20 شهریور1389 توسط صابر
سلام دوستان

روز قدس زمانی که مردم دنیا یکپارچه از فلسطین حمایت می کردند و انتظار می رفت تمامی رسانه های دنیا اعتراض مردم را نسبت به سازش منعکس کنند. اتفاقی در داخل کشور افتاد که قضیه کاملا عکس شد و بجای حضور مردم در راهپیمایی روز قدس حضور و تجمع مردم مقابل منزل کروبی خبر ساز شد.همه مردم ایران می دانند که کروبی مهره سوخته فتنه ۸۸ بود و بس. همزمان با اتمام فتنه عمر سیاسی اش به پایان رسیده بود ولی انگار عده ای دوست ندارند این بی سواد از میدان سیاسی کشور دور انداخته شود.مگر می شود آنقدر ساده بود که با تهییج چند نفر این کار را انجام داد و آبروی حزب اللهی ها را برد. از آن روزی که آقا فرمودند :"این عمار؟"

همه شدند "عمار"  ولی کجاست عمار ؟کجاست آن بصیرت عمار گونه؟؟؟

که یکعده ساده لوح بروند خانه کروبی بی سواد و در و پنجره بشکنند؟کجاست بینش حزب اللهی؟

اگر این افراد کمی فکر می کردند می فهمیدند که احتمال دارد از این کار آنها سوءاستفاده شود.هم داخلی و هم خارجی .این شوکی بود که کروبی را دوباره به متن سیاسی کشور باز گرداند و دوباره باید کج فهمی های این بی سواد را تحمل کنیم .عزیزی که در این تجمع شرکت کردی می دانیم که به نیت دیگری رفته بودی و هم اینک پشیمانی ولی

                       لطفا کمی بصیرت به خرج بده !

 

ارسال در تاريخ دوشنبه 15 شهریور1389 توسط صابر
 به نام خداوند بخشنده مهربان 

 محسن  : سلام   

متن زیر رو نمیدونم اسمش رو درد دل  بذارم یا شکایت یا ..............  ؟؟!!!  خلاصه یه چیزی تو همین مایه هاست. شاید هم هیچکدوم نباشه!! ................

... خیلی بی خیال و راحت دارن قدم میزنن............ انگار نه انگار که خیلی ها دارن نگاشون میکنن! با هم گپ میزنن. بعدش بلند بلند میخندن و یکیشون یه عشوه ایی به جوونهای دور و برش میاد و به راهشون ادامه میدن!!  وضعشون نشون میده که بچه پولدارن یا شاید هم نه!! خودشون رو به اون راه زدن تا....!! وقتی آدم چشمش می افته بهشون این فکر میاد تویه ذهنش که آخه چرا باید وضع اینا اینجوری باشه؟؟ مگه پدر و مادرشون مسلمون نیستن؟؟ مگه لقمه حلال نخوردن؟؟ مگه  تربیت شده ی جامعه اسلامی نیستن؟؟ اصلا خجالتی که ازش حرف میزنن !! مثل اینکه تو وجود اینها نیست!! اصلا عنصری به نام حیاء تو وجود اینها تعریف نشده!!!  رویای لختی و عریانی که دیگران براشون خواب دیده بودن مثل اینکه داره جواب میده..... مثل اینکه بازیچه شدن و برآورده کردن نیازهای اقتصادی دیگران تحت پوشش آزادی داره یواش یواش خودشو نشون میده!!! پوچ شدنه نقش همسری و مادری که علت اصلی پرورش مردان باغیرت برای هر جامعه است داره به چشم میاد!!!! القای این فکر توسط دیگران که زن باید از زیر بار کلفتی تویه خونه ی خودش (بچه داری  و خانه داری و همسر داری از نظر غربی  یعنی نوکری ولی از نظر اسلام بالاترین و پر ارزشترین کاره) آزاد بشه و دوشادوش مرد کار کنه( البته یک سوم مرد حقوق بگیره و هرجا هم لازم شد به عنوان ویترین جذب مشتری و سود بیشتر  ایفای نقش کنه و منشی مخصوص آقای رئیس  باشه تا آقای رئیس رو از تنهایی نجات بده و  اگه اعتراض کرد با یک لقد بیرونش کنن و یک آگهی دیگه بدن که : به یک خانم جوان و خوش چهره با روابط عمومی بالا نیازمندیم.....!!!)  داره تو قشر مثلا با کلاس اما عریان جامعه اثر میکنه!!! با هر پسری که دلشون بخاد به راحتی دوست میشن( پسرا رو تو فکر خودشون احمق فرض میکنن)  هر چه قدر سواری میخان از اونا میگیرن و اگه بگی بالا چشمت ابروست به راحتی اون پسر رو ول میکنن می افتن به دنبال یکی دیگه......... که البته نهایتا دودش به چشم خودشون میره نه دیگران!!!!!  فکر کنم تا حالا فهمیدین در مورد چه کسایی حرف میزنم! اگه فهمیدین که هیچ اما اگه متوجه نشدین یکم دیگه میگم تا کاملا روشن بشه ...................

داخل حیاط دانشگاه نشسته . با چشماش داره این ور اون ور و گشت میزنه . دو تا پسر میبینه که  یکم چشماشون چپه. یه چشمکی میزنه به اینا و راه میفته . اون دوتا  بی غیرت هم دنبال این راه میفتن.! تا چی کار کنن؟؟؟ خب معلومه شماره بدن!!!  از اونا اصرار و از این انکار(مثلا) !! بعد از چند دقیقه حرفای بی ربت که رد و بدل شد و چند تا کرشمه و ناز از طرف دختر خانم و خنده ی احمقانه ی پسرای کله پوک شماره  مورد نظر توسط دختر خانم پذیرش میشه!!! از همون حالا درس خوندن نیمه تعطیل و زنگ زدن و پیامک زدن های وقت و بی وقت شروع میشه!!! خدا میدونه که چه حرفا با هم میزنن؟! بعد از یکی دو ترم که معمولا هم این قدر طول نمیکشه!! این دونفر احساس میکنن که عاشق هم هستن و یک لحظه هم نمی تونن از هم دور باشن!!! ملاقات ها و زنگ زدن ها زیاد میشه. چشم و گوش عاشق بدبخت(معمولا پسرها) کلا بسته میشه و عیب و ایرادهای طرفش رو اصلا نمیبینه!! درس خوندن که در حد فرار از مشروط شدن پایین میاد و مخفی کاری هر دو نفر به حد بالای خودش میرسه و مشکلات بعدی که روز به روز هم بدتر میشه.................. این وضع دختراییه که حیا را و از مادرشون یاد نگرفتن .................

......... از وقتی که یادش میاد سی دی های آنچنانی و ماهواره جلوی چشمش بوده و بجای شنیدن صدای قرآن  ذهنش با ترانه های مختلف پر شده و شخصیت و ماهیتش با توجه به اون چیزیی که دیده شکل گرفته.............. حالا این  فرد بزرگ شده و به سن تکلیف رسیده و وارد جامعه میشه......... جامعه ای که مورد تهاجم فرهنگیه و هر روز که میگذره این تهاجم بیشتر میشه... این فرد اگه تشنه محبت نباشه و دنبال کسی نگرده که بهش محبت کنه. تشنه شهوته و مثل یک خوره می افته به جان جامعه........... درسته شاید تو این وضع خوب و بد رو  بشناسه و بدونه که چه چیزی گناهه و چه چیزی گناه نیست ولی دیگه دلش اونقدر سیاه و خودخواه شده و اونقدر بد شده که دیگه خوبی هایی رو هم که  داره به یاد نمیاره........ این موقع است که کمبوده  دو عنصر حیاء و غیرت کاملا به چشم میاد.....

این حرفا پایانی نداره......................  

ارسال در تاريخ سه شنبه 19 مرداد1389 توسط صابر
.: Weblog Themes By Blog Skin :.